Daisypath Graduation tickers Daisypath Happy Birthday tickers Daisypath Happy Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers Lilypie Angel and Memorial tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie First Birthday tickers روزهای به هم ریخته
آخرین روز مرخصی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 18:47  توسط | 
شش دندونی!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 19:5  توسط | 
فلافل میپزونیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم آذر 1393ساعت 12:7  توسط | 
خدایا ازت ممنونم که من رو در نهایت سلامت و در خانواده خوبی متولد کردی.

خدایا ممنونم که در آرامش و امنیت بزرگ شدم.

خدایا ممنونم که با عشقم ازدواج کردم و حسرتش عمری به دلم نموند.

خدایا شکرت که فرزندان سالمی به من دادی.

خدایا شکرت که به من قدرت اراده دادی.

خدایا شکرت که در تقدیرت بود که سی سالگیم رو ببینم.

خدایا تا ابد بشینم اینجا و بشمرم یک قطره از بیکران تو رو سپاس نمیتونم بگم.

ازت ممنونم برای اینکه شانس متولد شدن و زندگی زمینی رو به من دادی، ازت ممنونم برای نعمت حیات. بابت هر لحظه ای که نفس میکشم و هنوز زنده ام تا زیبایی های زندگیم رو ببینم و برای از بین بردن زشتی هاش تلاش کنم متشکرم!

خدایا از من بدون تو چی میموند؟ فکر بودنت و اینکه به من نگاه میکنی قدرت پاهای من هست برای جلو رفتن.

دوستت دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 3:8  توسط | 
شماره نوشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393ساعت 11:4  توسط | 
روده درازانه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 11:9  توسط | 

خودتون تعداد کامنتهای پست قبل رو ببینید تا بدونید چرا دوباره رفتم سراغ رمزی نویسی! 

اون از تعداد بازدید این از تعداد کامنتها!!!

نارسیس بیا ایمیل بده بهت رمز بدم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 9:43  توسط | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 10:9  توسط | 
ادامه شماره نوشت دیروز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم آبان 1393ساعت 10:27  توسط | 
شماره نوشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 12:56  توسط | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد ششم تیرماه سال ۶۳ هستم. ۲۴ بهمن هشتاد و چهار بعد از سه سال دوستی با پسری که امروز همراهم است پیمان زناشویی بستم. ۲۳ بهمن ماه دو سال بعد دخترمان متولد شد و مدتی بعد ایران را به نیت همیشه ترک کردیم...
از مهاجرت ما شش سال گذشت، غربت وطن شد و در بهمن ۹۲ پسرم متولد شد.

نوشته های پیشین
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آرشيو
پیوندها
آینده
کاراملی
من و همسرم در اروپا
خانوم شری و آقای واین
The days of my life
پرسیسکی وراچ
روزهایی که بر ما گذشت
روزهای روناک
این روزها....
زیر آسمان وین
به سادگى خوردن يك فنجان چاى ...
گيلاس خانومى هستم
چیزی شبیه یک درخت
نوشته ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM